راز نویس!

خرید بک لینک
خستگی و استرس و بی حواسی و دست پا چلفتگی و شیطنت های فراز دست به دست هم میدن...دخترکم اگه کج و کوله و له شده دنیا بیاد از بپر بپر کردن و نشستن و خوابیدن های فراز رو شکممه!البته خییییلی داداش مهربون و با احساسیهتا چشمش به شکم من میفته میاد بوسش میکنه و نازش میکنه...بیشتر هر کسی به این شکم محبت میده راز نویس!...

ما را در سایت راز نویس! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 18:07

بابای بچه ها از همه دیرتر متوجه لگد های تو دلیم میشهواسه فراز از ۱۴ هفتگی اولین لگد زدنش که انگار یه خط کشید زیر پوست دلمو حس کردم...همسر جان ۲۱ هفتگی درحالی که با نگاه از رو پوست شکم هم پیدا بود تازه دیدلمس انگشتاش کار نمیکنه!یا دیر کار میکنه...واسه این یکی دلبرک با اینکه شکم دوم بود و طبق گفته ها باید با عضلات شل و ول شکمم زودتر حس میکردمولی ۱۹ هفتگی تازه اولین حرکتو متوجه شدم... انگار که یه جیزی غضروفی زیر پوستم به هم سابیده شد!هفته ی پیش خاله کوچیکه دستشو گذاشت و غش و ضعف و ذوق رفتچند روز بعد دست بابا بزرگشو گذاشنم رو شکمم و دوتا نوک پنجه ی محگم نثار دستش کردبابا تا هوا پرید صورت و چشماش جمع شد گفت ووویییی دلم یه حالی شد... با خنده رو به مادر کرد و گفت اینم یه وروجکه بدتر از اون یکی...چیکار مییی کنههمسر جان ولی تازه و در روزهای ابتدایی ۲۴ هفتگی وقتی دستش گیر افتاده بود بین پهلوم و زمین صداش بلند شد که عهه لگد زد به دستم دوتا لگد محکم زد...این درحالیه که قبل ترش من از بعضی لگد ها به هوا پرونده میشدم و دردناک بود و اون فقط موج آب لمس میکرد!میگف انگار یکم موج یا لرزش ابکی زیر دستمه یامثلا دلت قارو قور کرده باشه!ساعت ۳وربع نصف شبه... درحالیکه همین جند ساعت پیش اندازه یه دیو آش و میوه و چایی و گز(بادومی آردی که ویار فعلیمه راز نویس!...

ما را در سایت راز نویس! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:01

صفحه بندی